شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي
166
نفثة المصدور ( فارسى )
( 106 ) - ص 24 س 14 و ص 25 س 1 - 4 رحم اللّه الأبيوردىّ . . . الخ خداى بيامرزاد أبيوردى را آنجا كه گويد : « به گرداب مرگ درآى ( فرورو ) تا تندرست بمانى ، و از دهانهء جوى « 1 » ( بلايا و مصائب ) كه ( ترا ) پيشآمده بشتاب بجه ، كه دوربينى و احتياط در شتاب و عجله است . ( مراد آنكه : در حوادث و مصائب مرگخيز بىزنهار از خطر مهراس و آن را بدل قوى پذيره شو . شايد كه اين مخاطره ترا از مرگ محتوم برهاند . ) بددل را چيست ؟ ! - خداوند جانب ( پهلوى ) وى را نرم گرداناد ! « 2 » ( يعنى : خداى وى را نرمخوى كناد و از خشونت و صلابت و درشتخويى وى بكاهاد . ) - كه دليرى را نردبانى بسوى أجل پنداشته است . اين دو بيت - چنان كه مصنّف نيز خود بدان اشارت كرده - از أبو المظفّر الأبيوردىّ است . « ديوان أبى المظفّر الأبيوردىّ » ص 240 . بيت نخستين در « معجم الأدباء » ج 17 ص 260 و بيت دوم در « تاريخ وصّاف » ص 621 نيز آمده است . قس : اين دو بيت حنظلهء بادغيسى : مهترى گر بكام شير در است * شو خطر كن ز كام شير بجوى يا بزرگىّ و عزّ و نعمت و جاه * يا چو مردانت مرگ روياروى « چهارمقاله » ص 42 ، ر ك : « تعليقات چهارمقاله » ص 69 و 70
--> ( 1 ) - معنى مصراع دوم را در صورتى صحيح بايد پنداشت كه اين كلمه را « فرضة » با ضاد اخت الصاد - چنان كه در متن ثبت افتاده - صواب بدانيم ، و اگر چنان كه در « ديوان أبى المظفر الأبيوردى » مذكور است « فرصة » را درست پنداريم بيت نخستين را معنيى است بر اين تقريب : به گرداب مرگ درآى ( فرورو ) تا تندرست بمانى و از فرصتى كه ترا پيشآمده بشتاب بجه . ( 2 ) - استعمال جملهء دعائيهء « ألان اللّه جانبه » - كه عادة در حق مردان شجاع و متهور به كار مىرود - در مورد « جبان » از باب « استعارهء تهكميه » است كه آن خود نوعى است از « استعارهء عناديه » و روى در محمل طنز و استهزاء و طعن دارد .